کافه شعر

 

 

 

مـا مـنتـظران مهـرکشتـی مـوعودیـم

یک چشمه ی کم آب به سوی رودیم

طــوفـان بـلا نسـیـم  روح افــزا شــد

چــون یـار ابـاصالـح مـهـدی بـودیـم

 

      مهدی کرمی

 

 

 
 


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ٢٩ دی ۱۳٩٠ توسط مهدی کرمی

 

خورشید درآسمان کربلا بود حسین


درمعرکه برلبش خدا خدا بود حسین

کُشتند ولی چرا بِاَیَّ ذنبٍ قـُتِلَت


برنیزه به سر،هوای مرتضی بود حسین

برطفل فتاده بر زمین اصغر خود


بر ورد لبش رضابک رضا بود حسین


آن شب که به خیمه های عشق آتش زده شد


غمنامه ی ناله های نینوا بود حسین

ای کوه همیشه استوار زینب توبگو


درغربت شام تار ناخدابود حسین

بارید ازآسمان کربلاگریه ی خون


وقتی که به نای نیزه هم نوا بود حسین

آن روز که کوچه های کوفه درخواب شدند


صد درد به سینه اش ولی دوابود حسین

عمریست که کلُ ارضُ کربلا برلب ماست


یعنی ز ازل چراغ راه مابود حسین

 

 

        مهدی کرمی-شوش دانیال


نوشته شده در تاريخ یکشنبه ٦ آذر ۱۳٩٠ توسط مهدی کرمی

                                   


نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه ٢٤ آبان ۱۳٩٠ توسط مهدی کرمی

تقدیم به هشتمین حجت سرمد، نگین درخشان وطن،السلطان اباالحسن، حضرت رضا (ع).


نوشته شده در تاريخ شنبه ۱٦ مهر ۱۳٩٠ توسط مهدی کرمی

 

 

تا اوج فــــروغ رو شنـایــی هستم

درمــوج عظیم بحرحق سرمــستم

وقتی که حضور عشق تو از سررفت     

من عین به جاده مانده ای بن بستم

 

+++++++++++++++++++++

 

یاد تو همیشه یاد من خواهد بود

چون عطرِ ِبنفشه و سمن خواهدبود

یادی که زمانه تا زمان در هجرت

پروانه ی درهر انجمن خواهد بود

 

     مهدی کرمی شوش دانیال

 


نوشته شده در تاريخ یکشنبه ۳٠ امرداد ۱۳٩٠ توسط مهدی کرمی

 

ازوسعت دریای نگاهت خبری نیست

غرقیم دراین غربت شبهاسحری نیست

 

درسایه فرورفته دل ودیده نهان شد

ای روشنی دیده دلها شرری نیست

 

خاکـسـتر دردیـم ز پـرواز خــبرده

ماتشنه ی اوجیم ولی بال وپری نیست

 

داغی است در این سینه که آرام ندارد

درباوراین داغ دگر چشم تری نیست،

 

ازجاده ی امـید کسی گـفت به فـریاد

ما همره عشقیم ولی رهگذری نیست

 

مهدی کرمی


نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه ٢۸ تیر ۱۳٩٠ توسط مهدی کرمی
قالب وبلاگ